ملزوم. [ م َ ] ( ع ص ) لازم گرفته. ( مهذب الاسماء ). لازم گردیده. ( آنندراج ). لازم شده. ( ناظم الاطباء ). مقابل لازم : مرا گر دل دهی ور جان ستانی عبادت لازم است و بنده ملزوم.سعدی. || پیوسته. ( آنندراج ).هر آنچه پیوسته با کسی و یا چیزی باشد و از آن جدا نشود.- لازم و ملزوم ؛ غیر ممکن التفریق. ( ناظم الاطباء ). دو چیز که وجود یکی بر دیگری متوقف است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).- || ( اصطلاح فقه ) ...
فرهنگ عمید
چیزی که مورد لزوم است، ملتزم، لازم شده.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) لازم شده ، چیزی که مورد لزوم است .
فرهنگ فارسی
ملتزم، لازم شده، چیزی که موردلزوم است ( اسم ) ۱ - لازم شده . ۲ - ملتزم .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] ملزوم، یکی از اصطلاحات علم منطق بوده و در مورد دلالت التزامی و قضیه شرطیه متصله لزومیه به کار رفته است.اصطلاح "ملزوم" در دو جای "منطق" به کار رفته است. در دلالت التزامی، در قضیه شرطیه متصله لزومیه. توضیح این که نسبت تالی به مقدم یا به لزوم است یا به اتفاق، لزوم آن است که مصاحبت و پیوستگی مقدم و تالی سببی داشته باشد که با وجود آن سبب، مصاحبت و پیوستگی لازم باشد، مانند: این که مقدم علت تا...