Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ملحف

تلفظ بین المللی : /mˈalhaf/ تلفظ :‌ [m'alhaf]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ملحفه
  • ملحفه(ملافه)
  • ذات الملح
  • زبد الملح
  • زهر الملح
  • شمارۀ محفوظ
  • علی محفوظ
  • عین الملح
  • غابربن ملح
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ملحف . [ م ُ ح ِ ] (ع ص ) ملحف الملح ؛ ستیهنده . (مهذب الاسماء). ستیهنده . (آنندراج ). ستیهنده و مبرم . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به الحاف شود.

ملحف . [ م ِ ح َ ] (ع اِ) چادر. مِلْحَفة. ج ، ملاحف . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). چادر که زن خود را با آن بپوشاند. ملحفة. (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط). و رجوع به ملحفة شود. || لباس...

فرهنگ فارسی

ملحف الملح ستیهنده .

کلمات مرتبط

  • ملحفه
  • ملحفه(ملافه)
  • ذات الملح
  • زبد الملح
  • زهر الملح
  • شمارۀ محفوظ
  • علی محفوظ
  • عین الملح
  • غابربن ملح
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات