Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ملتبس

تلفظ بین المللی : /moltˈabes/ تلفظ :‌ [molt'abes]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • متبس
  • متبسل
  • متبسم
  • متلبس
  • محتبس
  • ملابس
  • ملابست
  • ملبس
  • ملبس شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ملتبس. [ م ُ ت َ ب َ / ب ِ ] ( ع ص ) پوشیده شده و اشتباه کرده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ). درهم و پوشیده و مشکل و مشکوک و مشوش. ( ناظم الاطباء ). مشتبه. مختلط. درآمیخته. مبهم. پوشیده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : چه شاید که بسبب بقیه غشاوت و غباوت صورت حقیقت حال شخص بر وی ملتبس و مشتبه گردد. ( مصباح الهدایه چ همایی ص 251 ). و کبرو عزت بر دیده قاصرنظران ملتبس نماید و لکن میان ایشان فرقی تمام است. ...

فرهنگ عمید

مشتبه و پوشیده شده.

فرهنگ معین

(مُ تَ بَ) [ ع . ] (اِمف .) خلط شده ، مشتبه .

(مُ تَ بِ) [ ع . ] (اِفا.) خلط کننده ، مشتبه سازنده .

(مُ تَ بَ ) [ ع . ] (اِمف . ) خلط شده ، مشتبه .
(مُ تَ بِ ) [ ع . ] (اِفا. ) خلط کننده ، مشتبه سازنده .

فرهنگ فارسی

مشتبه وپوشیده شده
( اسم ) خلط کننده مشتبه سازنده .

مترادف و متضاد

۱. پوشیده، مکتوم، نهفته، مبهم
۲. مشتبه


کلمات مرتبط

  • متبس
  • متبسل
  • متبسم
  • متلبس
  • محتبس
  • ملابس
  • ملابست
  • ملبس
  • ملبس شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات