ملاسة. [ م َ س َ ] (ع مص ) تابان و نرم گردیدن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). نرم و هموار شدن . ضد خشونت . ملوسة. (از اقرب الموارد). || (اِمص ) تابانی و نرمی . ضد خشونت . ملوسة. (منتهی الارب ).
ملاسة. [ م َل ْ لا س َ ] (ع اِ) ماله ٔ زمین . (مهذب الاسماء). ماله که زمین را هموار کنند به وی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ابزاری که زمین را ...