مقوم . [ م ِق ْ وَ ] (ع اِ) چوبی که آن را گیرند در سر آماج . (منتهی الارب ). || چوبی که برزگر آن را گیرد. دسته ٔ چوب آماج . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط).
راستشده.
۱. آنکه کجی چیزی را راست کند؛ راستکننده.
۲. قیمتکننده؛ ارزیاب.
درموسیقی مقوم همان مقام مصطلح در موسیقی مناطق استدر محاوره ...
۱. ارزیاب، قیمتگذار
۲. تقویمنویس