Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مقنعه

تلفظ بین المللی : /maq1nˈaʔe/ تلفظ :‌ [maq1n'a?e]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • مقنعه وار
  • مقنعه، چارقد
  • المقنعه
  • حجاب با مقنعه
  • مانعه
  • مانعه الجمع
  • مانعه الخلو
  • ماه مقنع
  • مصنعه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مقنعة. [ م ِ ن َ ع َ ] (ع اِ) بر سر افکندنی . مِقنَع. (منتهی الارب ) (از آنندراج ). آنچه زنان سر خود را بدان پوشانند. (از اقرب الموارد). پوشاکی از پارچه ٔ اعلا که درازی آن به اندازه ٔ دو گز است و از پیش رو گشاده و باز است و زنان تازی آن را در خانه و در بیرون از خانه به روی سر می اندازند و مقنع نیز می گویند. ج ، مقانع. (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ بعد و مقنع شود....

فرهنگ عمید

پارچه ای که زنان سر خود را با آن می پوشانند، روسری.

فرهنگ معین

(مِ یا مَ نَ عَ ) [ ع . مقنعة ] (اِ. ) روسری .

دانشنامه آزاد فارسی

مَقْنَعِهمَقْنَعِهمَقْنَعِهاز انواع پوشش سر زنان. پارچه ای که سر و موها و گردن را می پوشاند و تنها صورت بیرون می ماند، جلو بسته است و دور تا دور بدن را تا شانه و گاه تا زیر سینه فرامی گیرد. مقنعه همچنین به روبنده که صورت را هم، جز دو چشم، می پوشاند اطلاق می شود. مقنعه در دوران پس از اسلام رایج شد. زنان در دوره های طاهریان، صفاریان، و سامانیان از مقنعه های سرخ و سیاه، که ظاهراً حاشیه دوزی و نواردوز...

فرهنگ فارسی

( اسم ) پارچه ای که زنان سر خود را بدان پوشانند روسری مقنعه : [ احمد بن عبد الملک بهر وقت بشهر آمدی و از بهر دختران و غلامان جامه و مقنع و متاع و قماش خریدی ... ] ( سلجوقنامه ظهیری . چا . خاور . ۴٠ )
به معنی دامنی است . چادر باریک که یک عرض باشد . ماخوذ از تازی باشامه .

دانشنامه عمومی

مَقْنَعه، نوعی از پوشش اسلامی برای زنان است که به دلیل یک تکه بودنش سر و سینه ها را پوشیده تر نگه می دارد.چادرروسریمانتومقنعه پوششی است مخصوص سر و گردن که تا پایین سینه ها را می پوشاند. رایج ترین نوع آن که معمولاً در ادارات، مدارس و مکان های عمومی و سازمان های دولتی در ایران پوشیده می شود مقنعۀ پفی است که از پارچه ای مربعی شکل دوخته می شود، به این شکل که دو ضلع مجاور تا نزدیکی راس زاویه به هم دوخت...

مترادف و متضاد

برقع، روسری، مقصوره، نقاب


کلمات مرتبط

  • مقنعه وار
  • مقنعه، چارقد
  • المقنعه
  • حجاب با مقنعه
  • مانعه
  • مانعه الجمع
  • مانعه الخلو
  • ماه مقنع
  • مصنعه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات