مقناطیس. [ م ِ ] ( معرب ، اِ ) سنگ آهن ربا که به هند چُمَّک گویند و در رساله معربات نوشته که مقناطیس معرب مکناطیس که لفظ یونانی است. ( غیاث ) ( آنندراج ). مأخوذ از یونانی ، مغناطیس و سنگ آهن ربا. ( ناظم الاطباء ) : از نهیب سنانش بی تلبیس خاصیت باز داد مقناطیس.سنائی ( مثنویها چ مدرس رضوی ص 144 ).گلوی خصم وی سنگین درای است چو مقناطیس از آن آهن ربای است.نظامی.چون ز مقناطیس قبه ریخته در میان ماند آهن...