Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مقمعد

تلفظ بین المللی : /maq1ˈamʔad/ تلفظ :‌ [maq1'am?ad]
لغت نامه دهخدا
  • کامش مقعدی
  • مثلث مقعد
  • مرحلۀ مقعدی
  • مرحلۀ مقعدی دگرآزارانه
  • مقعد
  • مقاعد
  • ناحیۀ مقعد
  • دوای مقعدی
  • سوراخ مقعد
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مقمعد. [ م ُ م َ ع ِدد ] ( ع ص ) آن که با وی به جهد و کوشش تمام حرف زنی و او با تو نرمی نکند و منقاد و فرمانبر نشود. ( منتهی الارب ). آن کسی که هر چه با وی سخن گویند و جهد و کوشش کنند نرمی نکند و رام و منقاد نگردد و فرمانبردار نشود. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || آن که اعلای شکم او بزرگ باشد و پایین شکم ژولیده و فروهشته. ( منتهی الارب ). کسی که بالای شکم وی بزرگ و پایین آن فروهشته باشد. ...

کلمات مرتبط

  • کامش مقعدی
  • مثلث مقعد
  • مرحلۀ مقعدی
  • مرحلۀ مقعدی دگرآزارانه
  • مقعد
  • مقاعد
  • ناحیۀ مقعد
  • دوای مقعدی
  • سوراخ مقعد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات