کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مقلد-پیشه | کلماتور
معانی کلمه : مقلد پیشه
تلفظ بین المللی :
/moq1ˈalled pˈiʃeː/
تلفظ :
[moq1'alled p'iSe:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مقلدپیشه
مقلد
مقلد اثار ادبی و هنری
مقلد بی ذوق وبی مزه
مقلد شیوه دیگران در خط و انشاء
مقلد شیطان
مرغ مقلد امریکای شمالی
کشتن مرغ مقلد
مرغ مقلد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مقلدپیشه. [ م ُ ق َل ْ ل ِ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) نقال و رقاص و خنیاگر. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه پیشه اش مقلدی است
نقال و رقاص و خنیاگر
کلمات مرتبط
مقلدپیشه
مقلد
مقلد اثار ادبی و هنری
مقلد بی ذوق وبی مزه
مقلد شیوه دیگران در خط و انشاء
مقلد شیطان
مرغ مقلد امریکای شمالی
کشتن مرغ مقلد
مرغ مقلد
نظرات