کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مقضب
تلفظ بین المللی :
/mˈaq1zab/
تلفظ :
[m'aq1zab]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مقضبه
ذراع المقبوضه
ذو مقربه
زبان شناسی مقابله ای
الفخری فی صناعهالجبر و المقابله
اورارتو مقابر صخره ای
طلوع مقابله ای
عذر مقبول
غروب مقابله ای
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مقضب. [ م ِ ض َ ] ( ع اِ ) داس. مقضاب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) سیف مقضب ؛ سیف بران. ( منتهی الارب ). شمشیر بران. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
مقضبه
ذراع المقبوضه
ذو مقربه
زبان شناسی مقابله ای
الفخری فی صناعهالجبر و المقابله
اورارتو مقابر صخره ای
طلوع مقابله ای
عذر مقبول
غروب مقابله ای
نظرات