معانی کلمه : مقصد
لغت نامه دهخدا
مقصد. [ م ُ ص َ ] (ع ص ) آن که بیمار شود و زود بمیرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مقصد. [ م ُ ق َص ْ ص َ ] (ع ص ) مرد میانه جسم در فربهی و لاغری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). رجل مقصد و مقتصد؛ مردی نه تنومند و نه لاغر و کوچک اندام . (از اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
۱. هدف، مقصود، آهنگ.
۲. مکان یا چیزی که رسیدن به آن هدف است.
۲. مکان یا چیزی که رسیدن به آن هدف است.
فرهنگ معین
(مَ صَ ) [ ع . ] (اِ. ) محلی که آهنگ آن کرده اند، قصد، نیت . ج . مقاصد.
فرهنگ فارسی
نقش معنایی سازهای که به پایان فرایند اشاره دارد
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: مقصد (پسر) (عربی) (تلفظ: maghsad) (فارسی: مَقصد) (انگلیسی: maghsad)
معنی: هدف نهایی، غایت
معنی: هدف نهایی، غایت
مترادف و متضاد
آماج، هدف
مطلوب، خواست
قصد، مراد، منظور، نظر، نیت ≠ مبداء
۱. قصد، مراد، منظور، نظر، نیت
۲. مطلوب، خواست
۳. آماج، هدف ≠ مبداء
فرهنگستان زبان و ادب
{goal} [زبان شناسی] نقش معنایی سازه ای که به پایان فرایند اشاره دارد
