مقسومٌ علیه (divisor)در عمل تقسیم، عددی که عددی دیگر بر آن تقسیم شود. مثلاً در عمل ۱۱=۳÷۳۳، عدد ۳ مقسومٌ علیه است. در حساب اعداد صحیح، منظور از مقسومٌ علیه یک عدد مفروض عدد صحیحی است که به دفعات صحیح در عدد مفروض بگنجد و در این معنی، مترادف عاملیا شمارندهاست. مثلاً، ۱، ۲، ۳، ۴، و ۶ مقسومٌ علیههای عدد ۱۲ هستند. بزرگ ترین مقسومٌ علیه مشترکدو یا چند عدد بزرگ ترین عددی است که مقسومٌ علیه همۀ آن اعداد...
فرهنگ فارسی
( اسم ) عددی که عدد دیگر بر و آن تقسیم شده بخشیاب مقابل مقسوم .
دانشنامه عمومی
در ریاضیات، مقسوم علیه (شمارنده) یک عدد صحیح n، که یک عامل n هم خوانده می شود، عدد صحیحی ست که n بر آن تقسیم می شود و هیچ باقی مانده ای در این تقسیم نمی مانَد.یا به عبارت دیگر اگر عدد n را بر عدد k تقسیم کنیم و باقی مانده تقسیم صفر شود آنگاه می توان گفت که عدد k مقسوم علیه عدد n است.برای مثال، ۷ یک مقسوم علیه ۴۲ است، چون ۴۲ تقسیم بر ۷ می شود ۶. همچنین می توان گفت ۴۲ بر ۷ بخش پذیر است یا ۴۲ ضریبی ا...
مترادف و متضاد
بخشیاب ≠ مقسوم
denominator(اسم)
مخرج، تقسیم کننده، مقسوم علیه، برخه نام، مشتق کننده