کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مقساس
تلفظ بین المللی :
/maq1sˈɑs/
تلفظ :
[maq1s'As]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ستارۀ مقیاس
اوزان و مقیاس ها
سامانۀ همرَفتی میان مقیاس
ضریب مقیاس
صرفه جویی ناشی از مقیاس
طیف مقیاس
عدد مقیاس
لامپ مقیاس
مدار مقیاس
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مقساس. [ م ِ ] ( ع اِ ) نام درختی بزرگ است که میوه بی هسته گردی دارد که دارای شیره کم شیرینی است و با آن چسب سازند. ( از دزی ج 2 ص 605 ).
کلمات مرتبط
ستارۀ مقیاس
اوزان و مقیاس ها
سامانۀ همرَفتی میان مقیاس
ضریب مقیاس
صرفه جویی ناشی از مقیاس
طیف مقیاس
عدد مقیاس
لامپ مقیاس
مدار مقیاس
نظرات