معانی کلمه : مقدمی
لغت نامه دهخدا
مقدمی . [ م ُ ق َدْ دَ می ی ] (ص نسبی ) نسبت است به مقدم که نام اجدادی است . (از انساب سمعانی ).
فرهنگ فارسی
نسبت است به مقدم که نام اجدادی است .

مقدمی . [ م ُ ق َدْ دَ می ی ] (ص نسبی ) نسبت است به مقدم که نام اجدادی است . (از انساب سمعانی ).