Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مقدح

تلفظ بین المللی : /mˈaq1dah/ تلفظ :‌ [m'aq1dah]
لغت نامه دهخدا
  • مقدحه
  • مقدحر
  • انتخابات مقدماتی
  • زبابه ٔ مقدسه
  • انتیگونوس مقدونی اول
  • انتیگونوس مقدونی دوم
  • طبقه بندی مقدماتی
  • طرح مقدماتی
  • عالم مقدار
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مقدح . [ م ُ ق َدْ دَ ] (ع ص ) اسب لاغرمیان . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). و رجوع به تقدیح شود.

مقدح . [ م ِ دَ ] (ع اِ) آهن چخماق . مِقدَحة. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). آهن آتش زنه . مِقداح . (از اقرب الموارد). || کفچلیز. ج ،مقادح . (مهذب الاسماء). کفلیز. (ناظم الاطباء). کفگیر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد)....

کلمات مرتبط

  • مقدحه
  • مقدحر
  • انتخابات مقدماتی
  • زبابه ٔ مقدسه
  • انتیگونوس مقدونی اول
  • انتیگونوس مقدونی دوم
  • طبقه بندی مقدماتی
  • طرح مقدماتی
  • عالم مقدار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات