کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مقتوی
تلفظ بین المللی :
/maq1tˈuːje/
تلفظ :
[maq1t'u:je]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مقتوین
زئبق المقتول
ساعت مستوی
محتوی
محتویات
مرتوی
مستوی
مستویه
مقوی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مقتوی. [ م َ ت َ وی ی ] ( ع ص ، اِ ) خدمتکار. ( مهذب الاسماء ). خادم. ج ، مقتوون و مقاتوة و مقاتیة. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به ماده قبل و بعد شود.
کلمات مرتبط
مقتوین
زئبق المقتول
ساعت مستوی
محتوی
محتویات
مرتوی
مستوی
مستویه
مقوی
نظرات