Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مقتوون

تلفظ بین المللی : /mˈaq1tvuːn/ تلفظ :‌ [m'aq1tvu:n]
لغت نامه دهخدا
  • مقتوین
  • مقتدون
  • متدون
  • متلون
  • متلون المزاج
  • متلونه
  • متمون
  • متوطن
  • متوطن شدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مقتوون. [ م َ ت َ ] ( ع اِ ) ج ِ مُقتَوی . ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خدمتگزاران و گویند کسانی که در مقابل غذا مردم را خدمت کنند و این کلمه اغلب بر خادمان ملوک اطلاق شود. و واحد آن مقتوی و مقتی یا مقتوین است. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به دو ماده بعد شود.

کلمات مرتبط

  • مقتوین
  • مقتدون
  • متدون
  • متلون
  • متلون المزاج
  • متلونه
  • متمون
  • متوطن
  • متوطن شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات