Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مقتدر

تلفظ بین المللی : /moq1tˈader/ تلفظ :‌ [moq1t'adeR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • مقتدر عباسی
  • مقتدر یکم هودی
  • پیشوا و شخص مقتدر
  • شخص مقتدر در جامعه
  • فرمانروای مقتدر
  • المقتدر با
  • سرسخت و مقتدر
  • نصرالله مقتدر مژدهی
  • مقتدری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

مقتدر. [ م ُ ت َ دِ ](اِخ ) عباسی . رجوع به جعفربن احمدبن طلحه ... شود.

مقتدر. [ م ُ ت َ دِ ] (اِخ ) از نامهای خداست . (از ذیل اقرب الموارد). نامی از نامهای خدای تعالی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

مقتدر.[ م ُ ت َ دِ ] (اِخ ) رجوع به احمدبن سلیمان سیف الدوله در همین لغت نامه و الاعلام زرکلی چ 2 ج 1 ص 128 شود....

فرهنگ عمید

دارای قدرت، توانا.

فرهنگ معین

(مُ تَ دِ ) [ ع . ] (اِفا. ) قادر، توانا.

فرهنگ فارسی

دارای قدرت، توانا
( اسم ) دارای قدرت قادر توانا جمع : مقتدرین .
از نامهای خداست نامی از نامهای خدای تعالی .

دانشنامه عمومی

مقتدر (خلیفه). المقتدر (نام کامل وی: أبو الفضل جعفر بن المعتضد المقتدر بالله) خلیفه عباسی در بغداد بود که در رمضان سال ۲۸۲ هجری/۸۹۳ میلادی زاده شد؛ و در سال ۹۰۸ میلادی خلافت را برعهده گرفت. برادرش ابواحمد علی مکتفی او را به خلافت پیمان داده بود. نام وی مقتدربالله به معنی «نیرومند به یاری خدا» است. او در آغاز خلافت، دوازده سال داشت؛ و بر اوضاع تسلط نداشت. او در سال ۳۲۰ هجری به دست بربر کشته شد.را...

فرهنگ اسم ها

اسم: مقتدر (پسر) (عربی) (تلفظ: moghtader) (فارسی: مُقتدر) (انگلیسی: moghtader)
معنی: قدرتمند، مرد توانا

مترادف و متضاد

بااقتدار، توانا، زورمند، قادر، قدرتمند، قدر، نیرومند ≠ ناتوان

mighty (صفت)توانا، بزرگ، قوی، نیرومند، مقتدر، زورمندhandy (صفت)اماده، قابل استفاده، دم دستی، ماهر، چابک، چالاک، سودمند، سریع، موجود، روان، دستی، مقتدر، بسهولت قابل استفاده، سهل الاستعمال، بادست انجام شده، استاد در کار خودstrong (صفت)فراوان، سخت، محکم، فربه، قوی، پر زور، نیرومند، پر مایه، مستحکم، پرصلابت، خوش بنیه، مقتدر، پر نیروli...

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] مقتدر یک واژه عربی است و می تواند موارد زیر از آن منظور باشد:wikiakmtor_omnib: مکتفی ابوالفضل جعفر بن معتضد بخلافت رسید و مقتدر لقب یافت. در این وقت سیزده ساله بود و نگفته پیداست که بر اوضاع تسلط نداشت. از پس مکتفی عبدالله پسر معتز نیز در معرض خلافت بود اما عباس بن حسن، وزیر مکتفی، مقتدر را بخلافت برداشت تا در کارها دخالت نتواند کرد و پند ابن فرات را کار بست که گفته بود تو را به خ...

کلمات مرتبط

  • مقتدر عباسی
  • مقتدر یکم هودی
  • پیشوا و شخص مقتدر
  • شخص مقتدر در جامعه
  • فرمانروای مقتدر
  • المقتدر با
  • سرسخت و مقتدر
  • نصرالله مقتدر مژدهی
  • مقتدری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات