مقتبل. [ م ُ ت َ ب َ] ( ع ص ) رجل مقتبل الشباب ؛ مرد که در وی نشان پیری پیدا نگردد و جوان تر و تازه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ). مردی که اثر پیری در وی آشکار نباشدو در اساس گوید: مردی که گویی هر ساعت جوانی را از سر می گیرد. ( از اقرب الموارد ). آنکه در او اثر پیری آشکار نشده باشد. ( از محیط المحیط ). || ( اِ ) آغاز. عنفوان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : امید بندگان چنان است که ه...
فرهنگ فارسی
رجل مقتبل الشباب مرد که در وی نشان پیری پیدا نگردد و جوان تر و تازه .