Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مقانع

تلفظ بین المللی : /maq1ˈɑneʔ/ تلفظ :‌ [maq1'Ane?]
لغت نامه دهخدا
  • مقانعی
  • ابوالقاسم مقانعی
  • سرعت مانع گذر
  • سرعت مانع گذر برخاست
  • مانع
  • مانع امدن
  • مانع داشتن
  • مانع شدن
  • مانع موقت
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مقانع. [م َ ن ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مِقنَع و مِقنَعة. ( ناظم الاطباء ). ج ِ مقنعة. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به مقنع و مقنعة شود. || ج ِ مَقنَع، گواه عدل و بسنده که بس است ذات او یا شهادت او یا حکم او. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مَقنَع شود.

کلمات مرتبط

  • مقانعی
  • ابوالقاسم مقانعی
  • سرعت مانع گذر
  • سرعت مانع گذر برخاست
  • مانع
  • مانع امدن
  • مانع داشتن
  • مانع شدن
  • مانع موقت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات