معانی کلمه : مقادیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مقدار#NAME?
= مقدار
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ مقدار، اندازه ها، مقدارها.
فرهنگ فارسی
جمع واژهی مقدار
جمع مقدار
( اسم ) جمع مقدار اندازه ها مقدار ها : [ بنائ کلام منظوم بر مقادیری مفصل متکرر مسجع الاواخر نهادند . ] ( المعجم . چا . دانشگاه . ۳٠ ) . یا مقادیر جسمیه طول و عرض و عمق جسمانی یا مقادیر حسیه مقدارهای اجسام یا مقادیر مثالیه امتدادات مثالی که مخصوص موجودات مثالی است
( اسم ) جمع مقدار اندازه ها مقدار ها : [ بنائ کلام منظوم بر مقادیری مفصل متکرر مسجع الاواخر نهادند . ] ( المعجم . چا . دانشگاه . ۳٠ ) . یا مقادیر جسمیه طول و عرض و عمق جسمانی یا مقادیر حسیه مقدارهای اجسام یا مقادیر مثالیه امتدادات مثالی که مخصوص موجودات مثالی است
مترادف و متضاد
مقدارها، اندازهها
