مقاتلت . [ م ُ ت َ / ت ِ ل َ ] (از ع ، اِمص ) مقاتلة. جنگ و کشتار : مقاتلتی عظیم و حربی قوی پدید آمد. (سندبادنامه ص 202). میان فریقین مقاتلتی فاحش رفت و از جانبین قتل بسیار افتاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). بدان صفت هر دو حقیقت شمردند که او [قصاب ] از حال اجتماع ایشان [زن قصاب و باغبان ] خبر داشته است و به مقاتلت آمده . (مرزبان نامه چ قزوینی ص 134). آن کس که به مقابلت و مقاتلت تلقی کرد... به اتباع و ...
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) با هم کار زار کردن کشتار کردن . ۲ - ( اسم ) محاربه زد و خورد کشتار : [ ... تا مقاتله و مقابله با من در خاطر گذراند . ] ( انوار سهیلی ) مقاتله جنگ و کشتار