مقابل کوب. [ م ُ ب ِ ] ( نف مرکب ، اِ مرکب ) چیزی که مقابل خود را از روی بلندی یا خوبی پست سازد. ( آنندراج ). قلعه ای که در مقابل قلعه سازند موقت ، گرفتن و تسخیر اولی را. باره و قلعه ای که در برابر قلعه راست کنند تا از آنجا توانند آن را با منجنیقها ویران کرد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : فوجی از امرا و سپاهیان را به ساختن مقابل کوب و محاصره آن جمع منکوب مأمور ساختند. ( حبیب السیر چ قدیم تهران ...
فرهنگ فارسی
چیزی که مقابل خود را از روی بلندی یا خوبی پست سازد .