Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مفنگی

تلفظ بین المللی : /mafnˈeɡi/ تلفظ :‌ [mafn'egi]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مافنگی
  • مفنی
  • منگی
  • منگیت
  • منگیا
  • منگیاگر
  • منگیدن
  • لتا منگیشکر
  • منگیستو هایله ماریام
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مفنگی. [ م ُ ف َ ] ( ص )مردنی و لاغر. ضعیف و آسیب پذیر. آماده و مستعد ابتلا به بیماریهای گوناگون. این صفت بیشتر برای انسان و به ندرت درباره حیوانات به کار می رود و ظاهراً آن را برای موجودات بیجان ابداً استعمال نمی کنند. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ).

فرهنگ معین

(مُ فَ ) (ص نسب . ) (عا. ) ۱ - کسی که آب بینی وی دایماً روان باشد. ۲ - ضعیف و مردنی .

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه آب بینی وی دایما روان باشد ۲ - لاغر و ضعیف و مردنی . ۳ - مستعد ابتلا به بیماریهای گوناگون

مترادف و متضاد

ضعیف، لاغر، مردنی، نزار، مافنگی ≠ سرومروگنده، قبراق


کلمات مرتبط

  • مافنگی
  • مفنی
  • منگی
  • منگیت
  • منگیا
  • منگیاگر
  • منگیدن
  • لتا منگیشکر
  • منگیستو هایله ماریام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات