معانی کلمه : مفلسی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
بینوایی تنگدستی افلاس : [ عشق است و مفلسی و جوانی و نوبهار عذرم پذیر و جرم بذیل کرم بپوش . ] ( حافظ . ۱۹۳ )
مترادف و متضاد
افلاس، بینوایی، تنگدستی، تهیدستی، عسر، ورشکستگی ≠ تنعم، ثروتمندی

افلاس، بینوایی، تنگدستی، تهیدستی، عسر، ورشکستگی ≠ تنعم، ثروتمندی