Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مفرض

تلفظ بین المللی : /mˈafraz/ تلفظ :‌ [m'afRaz]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بنت مفرض
  • مفرضح
  • رضایت مفروض
  • سرچری مفرط
  • شکستگی مرضی
  • صلاه مفروضه
  • عصر مفرغ
  • عصر مفرغ آغازین
  • عصر مفرغ میانه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مفرض . [ م ِ رَ ] (ع اِ) آهنی که بدان رخنه کنند و برند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مفراض . (اقرب الموارد).

مفرض . [ م ُ رِ ] (ع ص ) کسی که به فرایض (احکام تقسیم ارث ) معرفت داشته باشد و اهل مصر چنین کسی را مفرض و فارض نامند و عراقیان او را فرائضی و فرضی گویند و ابوطیبه عبدالملک بن نصیر المفرض الحسینی به این نسبت مشهور است ....

فرهنگ فارسی

کسی که به فرایض معرفت داشته باشد و اهل مصر چنین کس را مفرض و فارض نامند .

کلمات مرتبط

  • بنت مفرض
  • مفرضح
  • رضایت مفروض
  • سرچری مفرط
  • شکستگی مرضی
  • صلاه مفروضه
  • عصر مفرغ
  • عصر مفرغ آغازین
  • عصر مفرغ میانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات