معانی کلمه : مفتاح
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آلتی که با آن قفل و درهای بسته را بگشایند، کلید.
فرهنگ معین
(مِ ) [ ع . ] (اِ. ) کلید. ج . مفاتیح .
فرهنگ فارسی
کلید، آلتی که با آن قفل ودرهای بسته رابگشایند، مفاتیح جمع
( اسم ) آلتی که بوسیله آن قفل و در بسته را بگشایند کلید: [ ز کوی مغان رخ مگردان که آنجا فروشند مفتاح مشکل گشایی . ] ( حافظ . ۳۵۱ ) جمع : مفاتیح .
( اسم ) آلتی که بوسیله آن قفل و در بسته را بگشایند کلید: [ ز کوی مغان رخ مگردان که آنجا فروشند مفتاح مشکل گشایی . ] ( حافظ . ۳۵۱ ) جمع : مفاتیح .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
کلید، مقلاد
