معانی کلمه : مفاخر
لغت نامه دهخدا
مفاخر. [ م ُ خ ِ ] (ع ص ) فخرکننده . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
مفخره#NAME?
= مفخره
فرهنگ معین
(مَ خِ ) [ ع . ] (اِ. ) آنچه باعث فخر است . جِ مفخرة .
فرهنگ فارسی
جمع مفخره
( اسم ) فخرکننده .
جمع مفخره و مفخر ماثر مکارم
( اسم ) فخرکننده .
جمع مفخره و مفخر ماثر مکارم
دانشنامه عمومی
نام آوران، نامداران
مترادف و متضاد
مفخرهها، مایههایافتخار
