Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مغنی

تلفظ بین المللی : /moq1ˈanni/ تلفظ :‌ [moq1'anni]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • مغنی نامه
  • مغنی المحتاج
  • مغنی فی اصول الفقه
  • مغنی اللبیب عن کتب الاعاریب
  • یونس المغنی
  • اصطرلاب مغنی
  • سنگ مغنی
  • دبیس المغنی
  • خانه مغنی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مغنی . [ م ُ ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

مغنی . [ م َ نا / م ُ نا ] (ع اِ) کفایت . بسندگی . گویند: اغنی عنه مغنی فلان و مغناته ؛ ای ناب عنه و اجزا مجزاته . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). نایب کافی و بسندگی . و گویند: اغنی عنه مغنی فلان ؛ یعنی نایب کافی اوشد فلان و بی نیاز کرد او را از آن . (ناظم الاطباء)....

فرهنگ عمید

بی‌نیازکننده.

آوازه‌خوان؛ مطرب؛ سرود‌گوینده.

آوازه خوان، مطرب، سرود گوینده.
بی نیازکننده.

فرهنگ معین

(مُ) [ ع . ] (اِفا.) بی نیاز، بی نیازکننده .

(مُ غَ نّ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - آوازه خوان ، سرودگوی . 2 - مطرب .

(مُ ) [ ع . ] (اِفا. ) بی نیاز، بی نیازکننده .
(مُ غَ نّ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - آوازه خوان ، سرودگوی . ۲ - مطرب .

دانشنامه آزاد فارسی

مُغنی(نام کامل: مُغْنی اللبیب عن کتب الاعاریب) نوشتۀ ابن هشام، کتابی نوآورانه در نحو، به عربی. این اثر به ابتکار در ترتیب مباحث دستور زبان عربی، نوآوری در نحو و پالایش آن، و نقد آرای نحویان برجسته است. نخستین و گسترده ترین بخش از باب های هشت گانۀ کتاب به معانی و کاربردهای حروف و ادات اختصاص یافته است. باب دوم و سوم دربارۀ جمله و ظرف و جار و مجرور است. از باب چهارم به بعد، که هریک عنوانی نسبتاً طول...

فرهنگ فارسی

بی نیازکننده، آوازه خوان، مطرب و سرود گوینده( اسم ) ۱ - آوازه خوان سرود گوی . ۲ - مطرب . ۳- یکی از آلات ذوات الاوتار و [ آن سازیست که اگر چه مطلقات دارد اما بر روی آن گرفت توان کردن و آنرا دسته ای نباشد و هیات آن چون تخته ای بود مطول که بر آن اوتاربندند و اوتار آن اکثر بیست و چهار باشد و هر وتری را وتری دیگر یلی (? ) آن باشد که نصف مقدار آن باشد لاجرم نغمات آن زیر و بم با یکدیگر معا مسموع شود . ] ...

دانشنامه عمومی

مغنی اللبیب عن کتب الأعاریب نام یکی از کتابهای ابی محمد عبدالله جمال الدین بن یوسف بن احمد بن عبدالله بن هشام انصاری مصری است. این کتاب نسخه های ویرایشی دیگر چون مغنی الادیب یا مغنی الاریب نیز دارد. مغنی کتابی ادبی است و نقد، حواشی و شرح های بسیاری دارد و در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی یا دانشنامه اسلامیکا که به زبان عربی و فارسی و انگلیسی چاپ شده است موجود می باشد.غلامعلی صفایی بوشهریکمال الدین حسین...

مترادف و متضاد

آوازخوان، خنیاگر، خواننده، سرودخوان، سرودگو، نغمه‌خوان


کلمات مرتبط

  • مغنی نامه
  • مغنی المحتاج
  • مغنی فی اصول الفقه
  • مغنی اللبیب عن کتب الاعاریب
  • یونس المغنی
  • اصطرلاب مغنی
  • سنگ مغنی
  • دبیس المغنی
  • خانه مغنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات