Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مغنده سر

تلفظ بین المللی : /maq1nˈadeː sˈar/ تلفظ :‌ [maq1n'ade: s'aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مغنده سری
  • سر بی کلاه ماندن
  • سر کسی بی کلاه ماندن
  • سرگشته ماندن
  • سرباز ماندن
  • ماده سرخسیان
  • ماده مولد یا مشدد سرطان
  • سرخس ماده
  • ماده تاریک سرد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مغنده سر. [م ُ غ ُ دَ / دِ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه سر مغنده یا چون مغنده دارد. آنکه سری گلوله مانند دارد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مغنده و مغنده سری شود.

فرهنگ فارسی

آنکه سر مغنده یا چون مغنده دارد . آنکه سری گلوله مانند دارد .

کلمات مرتبط

  • مغنده سری
  • سر بی کلاه ماندن
  • سر کسی بی کلاه ماندن
  • سرگشته ماندن
  • سرباز ماندن
  • ماده سرخسیان
  • ماده مولد یا مشدد سرطان
  • سرخس ماده
  • ماده تاریک سرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات