معانی کلمه : مغناطش
فرهنگ فارسی
1. فرایند تبدیل مادۀ مغناطیسی بهآهنربا 2. میزان آهنرباشدگی مادۀ مغناطیسی
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{magnetization} [فیزیک] 1. فرایند تبدیل مادۀ مغناطیسی به آهن ربا
2. میزان آهن رباشدگی مادۀ مغناطیسی

1. فرایند تبدیل مادۀ مغناطیسی بهآهنربا 2. میزان آهنرباشدگی مادۀ مغناطیسی