معانی کلمه : مغلول
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ویژگی کسی که غل و زنجیر به گردنش انداخته شده، بسته شده.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) کسی که غل و زنجیر به گردنش انداخته شده ، به زنجیر کشیده شده .
فرهنگ فارسی
کسی که غل وزنجیربه گردنش انداخته شده ، کسی که سخت تشنه باشد
( اسم ) ۱ - کسی که غل و زنجیر بگردن دستش بسته شده . ۲ - سخت تشنه
( اسم ) ۱ - کسی که غل و زنجیر بگردن دستش بسته شده . ۲ - سخت تشنه
مترادف و متضاد
بسته، بهزنجیرکشیدهشده، زنجیری
