معانی کلمه : مغل
لغت نامه دهخدا
مغل . [ م َ ] (اِ) به معنی خواب و استراحت باشد. (برهان )(آنندراج ) (از ناظم الاطباء). رجوع به مغلگاه شود.
مغل . [ م ُ غ َل ل ] (ع ص ، اِ) تشنه . || هر آنچه از ریع زمین و یااجرت آن به دست آید. ج ، مغلات . (از اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
غله دهنده، جایی که غلۀ فراوان از آن برداشت شود.
فرهنگ معین
(مَ ) (اِ. ) استراحت و خواب .
