کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مغضن
تلفظ بین المللی :
/mˈaq1zan/
تلفظ :
[m'aq1zan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
دیرینه عرض مغناطیسی
دیرینه مغناطیس
راه مغان
رصدخانۀ مغناطیسی
روش زمین مغناط برقی
روش قطبش القایی مغناطیسی
روش مقاومت ویژۀ مغناسنجشی
زم مغناطیسی
زمین ساخت مغناطیس
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مغضن. [م ُ غ َض ْ ض َ ] ( ع ص ) آژنگ روی و ترنجیده دست. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به تغضین شود. || نان برشته کرده با روغن. ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
دیرینه عرض مغناطیسی
دیرینه مغناطیس
راه مغان
رصدخانۀ مغناطیسی
روش زمین مغناط برقی
روش قطبش القایی مغناطیسی
روش مقاومت ویژۀ مغناسنجشی
زم مغناطیسی
زمین ساخت مغناطیس
نظرات