Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مغشی

تلفظ بین المللی : /mˈaq1ʃi/ تلفظ :‌ [m'aq1Si]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • مغشی علیه
  • جوع المغشی
  • المغشی
  • رود زرد ماشین
  • انجمن ماشین های محاسب
  • سخت سرخرگی مغزی
  • سالار مغنیان
  • انسان ـ ماشین
  • قلعه مشیز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مغشی . [ م ُ غ َش ْ شا ] (ع ص ) زردوزی شده . (ناظم الاطباء).

مغشی. [ م َ شی ی ] ( ع ص ) سراسیمه و حیران. ( ناظم الاطباء ).- مغشی علیه ؛ بیهوش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بیهوش شده. از هوش بشده. از هوش رفته. بی خویشتن. بیخود. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : ینظرون اًلیک نظر المغشی علیه من الموت . ( قرآن 20/47 ). از دست دوستان بر م...

فرهنگ عمید

سراسیمه و حیران.

فرهنگ فارسی

ناگهان گرفته شده، فروگرفته شده ، مغشی علیه: بیهوش
( اسم ) ۱ - ناگهان فرو گرفته . ۲ - ( صفت ) بیهوش .
زر دوزی شده

کلمات مرتبط

  • مغشی علیه
  • جوع المغشی
  • المغشی
  • رود زرد ماشین
  • انجمن ماشین های محاسب
  • سخت سرخرگی مغزی
  • سالار مغنیان
  • انسان ـ ماشین
  • قلعه مشیز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات