معانی کلمه : مغاره
لغت نامه دهخدا
مغارة. [ م َ رَ / م ُ رَ ] (ع اِ) سوراخ در کوه . (مهذب الاسماء). غار. مغار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به ماده ٔ قبل و مغار و غار شود.
فرهنگ عمید
غار١#NAME?
= غار١
فرهنگ معین
(مُ رِ ) [ ع . مغارة ] (اِ. ) نک مغار.
فرهنگ فارسی
( اسم ) مغار : [ در بعضی مواضع بی دینان بمغاره ها - که در میان کوهها و دره های بلند بود - بنرد بان بالا رفته بودند . ] ( ظفر نامه یزدی . چا . امیر کبیر ۲۸٠ : ۲ ) جمع : مغارات مغاور .
سوراخ در کوه غار
سوراخ در کوه غار
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
زاغه، شکفت، غار، کهف، مغار
cave (اسم)
سوراخ، غار، غول، مغاره، کاو، مجوف کردن
cavern (اسم)
غار، غول، مغاره، حفره، گودال، حفره زیرزمینی، چال
