Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : معوقه

تلفظ بین المللی : /mˌoʔavvˈaq1eː/ تلفظ :‌ [m,o?avv'aq1e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • ذو معلقه
  • غزوه ٔ بئر معونه
  • بئر معونه
  • لعبت معلقه
  • مطوقه
  • معتقه
  • معرقه
  • معشوقه
  • معشوقه باز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

معوقه. [ م ُ ع َوْ وَ ق َ ] ( ع ص ) تأنیث معوق : امور معوقه ؛ کارهایی که انجام یافتن آنها به تأخیر افتاده باشد. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث معوق امور معوقه مسایل معوقه مالیاتهای معوقه
تانیث معوق امور معرقه

دانشنامه عمومی

به تعلیق افتادن چیزی عقب افتاود جا مانده

مترادف و متضاد

به‌تاخیرافتاده، عقب‌افتاده، معوق‌مانده


کلمات مرتبط

  • ذو معلقه
  • غزوه ٔ بئر معونه
  • بئر معونه
  • لعبت معلقه
  • مطوقه
  • معتقه
  • معرقه
  • معشوقه
  • معشوقه باز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات