کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه معرکه-راه-انداختن | کلماتور
معنی کلمه : معرکه راه انداختن
تلفظ بین المللی :
/maʔrˈekeː rˈɑh andˈɑxtan/
تلفظ :
[ma?R'eke: R'Ah and'Axtan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بولز زاپا را هدایت می کند غریبه معرکه
ایستگاه راه اهن مارنه لا ولی شسی
تقریبا نصف غذا ( غذایم غذاهه (= معرفه)) را خورده بودم.
در (= معرفه) را نبند.
شاید این کتاب (= معرفه) را داشته باشم .
راس المعره
راک مارک کریستین کابوره
مارک فلت مردی که کاخ سفید را به خاک سیاه نشاند
مارکو راس
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
ازدحام کردن، جاروجنجال راه انداختن
کلمات مرتبط
بولز زاپا را هدایت می کند غریبه معرکه
ایستگاه راه اهن مارنه لا ولی شسی
تقریبا نصف غذا ( غذایم غذاهه (= معرفه)) را خورده بودم.
در (= معرفه) را نبند.
شاید این کتاب (= معرفه) را داشته باشم .
راس المعره
راک مارک کریستین کابوره
مارک فلت مردی که کاخ سفید را به خاک سیاه نشاند
مارکو راس
نظرات