معتبر. [ م ُ ت َ ب ِ ](ع ص ) پندگیرنده . اعتبارگیرنده . عبرت گیرنده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || به شگفت آمده . || قیاس کننده به یکدیگر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از منتهی الارب ). و رجوع به اعتبار شود.
عبرتگرفته
مستند، موثق
گرانمایه، معتمد
ارزشمند، مهم ≠ غیرمعتبر
آبرومند، امین، باآبرو، بااعتبار، باحیثیت
۱. ارزشمند، مهم
۲. آبرومند، امین، باآبرو، بااعتبار، باحیثیت
۳. گرانمایه، معتمد
۴. مستند، موثق
۵. عبرتگرفته ≠ غیرمعتبر
ارزشمند، به نام