معنی کلمه : معامرباشی
لغت نامه دهخدا
معامرباشی . [ م ُ م ِ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) معمارباشی و رئیس معماران . (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ قبل شود.

معامرباشی . [ م ُ م ِ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) معمارباشی و رئیس معماران . (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ قبل شود.