کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه معالی | کلماتور
معانی کلمه : معالی
تلفظ بین المللی :
/maʔˈɑli/
تلفظ :
[ma?'Ali]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
معالی السبطین فی احوال الحسن و الحسین
شمس المعالی
فلک المعالی
دره المعالی
فلک المعالی منوچهر زیاری
شمس المعالی قابوس
فلک المعالی منوچهر
تاج المعالی
حسین فلک المعالی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
معالی. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مَعلاة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بلندیها. ( غیاث ) ( آنندراج ) . مقامات بلند. بزرگواریها. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). شرفها. منزلتهای عالی : قطب معالی ملک محمد محمودآن ز همه خسروان ستوده به هر فن.فرخی.به عالی درگه دستور کوراست معالی از اعالی وز اسافل.منوچهری.بحمداﷲ معالی ایشان چون آفتاب روشن است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 103 ). پادشاهان محت...
فرهنگ عمید
۱. بلندی ها.
۲. بزرگواری ها.
۳. خصلت های نیکو و ممتاز.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ معلاة ، بزرگواری ، بلندی قدر و مرتبه .
فرهنگ فارسی
جمع معلاه به معنی شرف و رفعت
( اسم ) جمع معلات ( معلاه ) : ۱ - منزلها مقامات بلند شرفها . ۲- خصلتهای برجسته و ممتاز : ... از مجاری احوال و معالی آثار ملوک بی خبر ...
کلمات مرتبط
معالی السبطین فی احوال الحسن و الحسین
شمس المعالی
فلک المعالی
دره المعالی
فلک المعالی منوچهر زیاری
شمس المعالی قابوس
فلک المعالی منوچهر
تاج المعالی
حسین فلک المعالی
نظرات