معانی کلمه : معادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
معدن#NAME?
= معدن
فرهنگ معین
(مَ دِ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ معدن .
فرهنگ فارسی
جمع معدن
( اسم ) جمع معدن : ۱ - اصلها . ۲- کانها: چون خواست که در این عالم معادن و نبات و حیوان پدید آرد ستارگان را بیافرید خاصه مر آفتاب و ماه را . یا علم معادن . نزد قدما یکی از شعب طبیعی در معرفت مرکبات و کیفیت ترکیب آنها کان شناسی .
( اسم ) جمع معدن : ۱ - اصلها . ۲- کانها: چون خواست که در این عالم معادن و نبات و حیوان پدید آرد ستارگان را بیافرید خاصه مر آفتاب و ماه را . یا علم معادن . نزد قدما یکی از شعب طبیعی در معرفت مرکبات و کیفیت ترکیب آنها کان شناسی .
مترادف و متضاد
کانها، کانسارها، معدنها
