کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مظفور
تلفظ بین المللی :
/mˈazfuːr/
تلفظ :
[m'azfu:R]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
رئیس مظفر
افراسیاب لر دوم مظفرالدین
عدل مظفر
عمادالدین مظفری
قلعه نو مظفری
کافور مظفری
برهان بلخی مظفر
بقایی کرمانی مظفر
بلخی المظفر بن محمد
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مظفور. [ م َ ] ( ع ص ) مردی که در چشم او ناخنه باشد. ( منتهی الارب ). مبتلا به ظفره و ناخنک چشم. || آنکه بر وی پیروزمند شده باشند. || گم شده ای که پیدا شده باشد. ( ناظم الاطباء ).
کلمات مرتبط
رئیس مظفر
افراسیاب لر دوم مظفرالدین
عدل مظفر
عمادالدین مظفری
قلعه نو مظفری
کافور مظفری
برهان بلخی مظفر
بقایی کرمانی مظفر
بلخی المظفر بن محمد
نظرات