Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مطیعا

تلفظ بین المللی : /mˌatiʔˈɑ/ تلفظ :‌ [m,ati?'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ اسم ها
  • ردّ میعانی
  • شمارگر هسته های میعان اَبر
  • فشار میعان
  • فشار میعان بی دَررو
  • قصبه منیعات
  • مایعات
  • مایعات همراه
  • مطیع
  • میعاد
لغت نامه دهخدافرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

مطیعا. [ م ُ ] ( اِخ ) نصرآبادی آرد: از تبارزه ساکن عباس آباد اصفهان است. مردی در کمال برشتگی و آرام ، دلنشین خاطرها و مقبول دلها بود. هرگز قدم از طریق ادب بیرون ننهاد. اوقات به تجارت میگذرانید به هند رفته پسرش در آنجا فوت شده اعراض کرده بیمار به اصفهان آمده فوت شد. یکی از اشعارش این است :آهی که مرا از دل پر درد برآیدچون شاهسواریست که از گرد برآیدبرگشتن ما یکجهتان از تو محال است از معرکه عشق مگر گ...

فرهنگ اسم ها

اسم: مطیعا (پسر) (فارسی، عربی) (تلفظ: motieā) (فارسی: مطیعا) (انگلیسی: motiea)
معنی: منسوب به مطیع، ( به مجاز ) کسی که فرمانبردار و مطیع است، ( عربی ـ فارسی ) ( مطیع = اطاعت کننده، فرمانبردار، ا ( پسوند نسبت ) )، ( اَعلام ) مطیعا شاعر ایرانی از مردم تبریز و ساکن اصفهان

کلمات مرتبط

  • ردّ میعانی
  • شمارگر هسته های میعان اَبر
  • فشار میعان
  • فشار میعان بی دَررو
  • قصبه منیعات
  • مایعات
  • مایعات همراه
  • مطیع
  • میعاد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات