Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مطمئن

تلفظ بین المللی : /mˈotmˌaen/ تلفظ :‌ [m'otm,aen]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • مطمئن شدن
  • مطمئن بنفس خود
  • مطمئن به خود
  • مطمئن ساختن
  • مطمئن کردن
  • مطمئن بودن
  • روحیه مطمئن و امرانه
  • غیر مطمئن
  • ان احساس مطمئن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

مطمئن . [ م ُ م َ ءِن ن ] (ع ص ) آرامنده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ساکن . (اقرب الموارد) (محیط المحیط). آرمیده و سکون گیرنده : من کفرباﷲ من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان . (قرآن 106/16). || رجل مطمئن ؛ مرد مقیم شده در جایی که آن را وطن قرار داده باشد. (ناظم الاطباء). || مکان مطمئن ؛ مکان پست . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به ماده ٔ بعد شود....

فرهنگ عمید

۱. آرام و آسوده خاطر.
۲. [قدیمی] آرمیده، قرارگرفته.

فرهنگ معین

(مُ مَ ئِ ) [ ع . ] (ص . ) ایمن ، آسوده .

فرهنگ فارسی

آرمیده، قرارگرفته، آرام و آسوده خاطر
۱ - ( اسم ) اطمینان دارنده آرام و قرار دارنده . ۲ - ( صفت ) آرام آسوده جمع : مطمئنین .
ماخوذ از تازی آرام و آسوده و راحت و راضی و خشنود و محفوظ و امن .

مترادف و متضاد

آرام، آسوده‌خاطر، ایمن، خاطرجمع، دلگرم، زاهل، قانع، معتمد، موثق، قابل اطمینان، موثوق، واثق ≠ نامطمئن

sure (صفت)قطعی، مسلم، محقق، مطمئن، خاطر جمع، پشت گرم، یقین، استوار، متقاعد، از روی یقین، راسخ یقیناassured (صفت)جسور، مسلم، مغرور، مطمئن، امن، بیمه شده، خاطر جمعsafe (صفت)صحیح، مطمئن، امن، بی خطر، محفوظ، محفوظ از خطر، ایمن، اطمینان بخش، صدمه نخوردهconfident (صفت)بی پروا، راز دار، مطمئن، دلگرم...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مُطْمَئِنٌّ: اطمینان یافته (کلمه طمانینة و اطمینان به معنای سکون و آرامش نفس بعد از ناراحتی و اضطراب است ، و این استعمال ریشه از اینجا گرفته که میگویند : اطمانت الارض یعنی زمین مطمئن شد ، یا میگویند : ارض مطمئنة یعنی زمینی مطمئن و منظورشان زمینی است که در آن گودی...معنی ﭐطْمَأْنَنتُمْ: ایمن شدید-مطمئن شدیدمعنی خَبَتْ: فرو کش کرد (کلمه خبت به معنای زمین مطمئن و محکم است و به تدری...

فرهنگ فارسی ساره

دلپر، استیگان

واژه نامه بختیاریکا

دِل نهادِه

کلمات مرتبط

  • مطمئن شدن
  • مطمئن بنفس خود
  • مطمئن به خود
  • مطمئن ساختن
  • مطمئن کردن
  • مطمئن بودن
  • روحیه مطمئن و امرانه
  • غیر مطمئن
  • ان احساس مطمئن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات