Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مطعم

تلفظ بین المللی : /matʔˈam/ تلفظ :‌ [mat?'am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مطعم بن عدی
  • علی مطعم
  • ابومحمد جبیر بن مطعم
  • جبیر بن مطعم
  • جبیر بن مطعم بن عدی
  • مطعمتان
  • مطعمه
  • روغن زیتون بکر معمولی
  • رژیم معمولی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مطعم . [ م ُ ع ِ ] (ع ص ) آن که میخوراند و آن که طعام میدهد. (ناظم الاطباء).

مطعم . [ م ِ ع َ ] (ع ص ) مرد نیک خورنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

مطعم . [ م ُ ع َ ] (ع ص ) بختور و مرزوق . (منتهی الارب ). مرد بختور و مرزوق .(آنندراج ) (ناظم الاطباء). مرزوق . (اقرب الموارد)....

فرهنگ عمید

۱. جای غذا خوردن.
۲. خوراک، خوردنی.

فرهنگ معین

(مَ عَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - جای غذا خوردن . ۲ - خوراک ، طعام . ج . مطاعم .

فرهنگ فارسی

جای غذاخوردن ، خوراک، خوردنی
( اسم ) محل غذا خوردن . ۲ - خوردنی غذا جمع : مطاعم .
به نیزه زدن یا محل طعن جمع مطاعن

مترادف و متضاد

رستوران، غذاخوری، قهوهخانه، کافه


کلمات مرتبط

  • مطعم بن عدی
  • علی مطعم
  • ابومحمد جبیر بن مطعم
  • جبیر بن مطعم
  • جبیر بن مطعم بن عدی
  • مطعمتان
  • مطعمه
  • روغن زیتون بکر معمولی
  • رژیم معمولی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات