Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مطبوع شیرازی

تلفظ بین المللی : /mˈatbuːʔ ʃirˈɑzi/ تلفظ :‌ [m'atbu:? SiR'Azi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مطبوع
  • مطبوع به ذائقه
  • مطبوع بودن
  • مطبوع دارای لطف
  • مطبوع طبع
  • مطبوع نظر
  • مطبوع کننده
  • اکتفاء القنوع بما هو مطبوع
  • بسیار مطبوع
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مطبوع شیرازی. [ م َ ع ِ ] ( اِخ ) هدایت آرد: از موزونان عهد مابود. در سن شباب به شیرازش دیدم که روزها به مجلس محمدمهدیخان شحنه آمدی و غزل خواندی. جوانی رشیق القامه ،لاغراندام ، خوش شمایل بود از اشعارش چیزی بیاد ندارم و جایی ندیده بودم و از کسی نشنیده ام الا این قطعه :خواجه پیر غنی بوالحسن قزوینی آنکه از داغ فرج دنبه بریان داردگفتمش فاعل اسپید بسی هست چرابا فرج طبع تو این میل فراوان داردگفت رو رو ت...

فرهنگ فارسی

هدایت آرد : از موز و نان عهد ما بود در سن شباب به شیرازش دیدم که روزها به مجلس محمد مهدیخان شحنه آمدی و غزل خواندی جوانی رشید القامه لاغر اندام خوش شمایل بود از اشعارش چیزی بیاد ندارم و جایی ندیده بودم و از کسی نشنیده ام .

کلمات مرتبط

  • مطبوع
  • مطبوع به ذائقه
  • مطبوع بودن
  • مطبوع دارای لطف
  • مطبوع طبع
  • مطبوع نظر
  • مطبوع کننده
  • اکتفاء القنوع بما هو مطبوع
  • بسیار مطبوع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات