معانی کلمه : مطبوع شیرازی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
هدایت آرد : از موز و نان عهد ما بود در سن شباب به شیرازش دیدم که روزها به مجلس محمد مهدیخان شحنه آمدی و غزل خواندی جوانی رشید القامه لاغر اندام خوش شمایل بود از اشعارش چیزی بیاد ندارم و جایی ندیده بودم و از کسی نشنیده ام .
