Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مضجع

تلفظ بین المللی : /mˈazdʒaʔ/ تلفظ :‌ [m'azdZa?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • برد اﷲ مضجعه
  • عطر اﷲ مضجعه
  • زبانۀ مضاعف
  • ستارۀ مرجع
  • سطح مرجع
  • شمارۀ مرجع
  • انکسار مضاعف
  • فرانامۀ مرجع
  • بارش خون مضاعف
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مضجع. [ م َ ج َ ] ( ع اِ ) جای بر پهلو خوابیدن و خوابگاه. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیطالمحیط ). خوابگاه. ( آنندراج ) ( دهار )( ترجمان جرجانی ). ج ، مضاجع. ( اقرب الموارد ) ( محیطالمحیط ) : روز، مضجع و مسکن بر گل مرغزار و شب مبیت و مقیل بر سنبل کوهسار. ( سندبادنامه ص 121 ).ظل ذلت نفسه خوش مضجع است مستعد آن صفا را مهجع است.مولوی.نه چون... گوسفندانم که مجمع و مضجع...

فرهنگ عمید

خوابگاه، آرامگاه.

فرهنگ معین

(مَ جَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - خوابگاه ، جای خفتن . ۲ - قبر، آرامگاه . ج . مضاجع .

فرهنگ فارسی

خوابگاه
خوابگاه، آرامگاه، مضاجع جمع
( اسم ) ۱ - خوابگاه : ... نه چون گله و رم. گوسفندانم که مجمع ومضجع بیک جای دارند . .. ۲ - قبر آرامگاه جمع : مضاجع .

کلمات مرتبط

  • برد اﷲ مضجعه
  • عطر اﷲ مضجعه
  • زبانۀ مضاعف
  • ستارۀ مرجع
  • سطح مرجع
  • شمارۀ مرجع
  • انکسار مضاعف
  • فرانامۀ مرجع
  • بارش خون مضاعف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات