Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مضاض

تلفظ بین المللی : /mazˈɑz/ تلفظ :‌ [maz'Az]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مضاضه
  • زبانۀ مضاعف
  • سلطان ماضی
  • انکسار مضاعف
  • بارش خون مضاعف
  • مباضعت
  • مخاض
  • ماضر
  • ماضغ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مضاض . [ م َ ] (ع ص ) سوزنده . قال العجاج : بعد طول السفر المضاض . (از اقرب الموارد). احتراق . رؤبه گوید: قد ذاق کحالاً من المضاض . (تاج العروس ج 5 ص 87).

مضاض . [ م ُ] (ع ص ، اِ) بی آمیغ و ناب . (منتهی الارب ) (آنندراج ).خالص . یقال : فلان ...

فرهنگ فارسی

سوزنده قال العنجاج : بعد طول السفر المضاض .

کلمات مرتبط

  • مضاضه
  • زبانۀ مضاعف
  • سلطان ماضی
  • انکسار مضاعف
  • بارش خون مضاعف
  • مباضعت
  • مخاض
  • ماضر
  • ماضغ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات