معانی کلمه : مضارع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. در دستور زبان، فعلی که به زمان حال یا آینده دلالت کند.
۲. در عروض، بحری بر وزن مفاعیلن فاعلاتن مفاعیلن فاعلاتن.
۲. در عروض، بحری بر وزن مفاعیلن فاعلاتن مفاعیلن فاعلاتن.
فرهنگ معین
(مُ رِ ) [ ع . ] ۱ - (اِفا. ) مانند شونده . ۲ - صیغه ای از فعل که به زمان حال یا آینده دلالت کند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
{کلمه ی عربی} حال که در زبان و ادبیات استفاده می شود
مترادف و متضاد
حال، آینده، زمانحال ≠ ماضی
فرهنگ فارسی ساره
زمان کنون
