Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مضارع

تلفظ بین المللی : /mazˈɑreʔ/ تلفظ :‌ [maz'ARe?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • مضارع بحر
  • جناس مضارع
  • تجنیس المضارع
  • حرف مضارع
  • بن مضارع
  • فعل مضارع
  • وضع فعل مضارع
  • مضارعت
  • مضارعه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

مضارع. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) شریک و شبیه و مانند شونده. ( غیاث ). شبیه و مانند. ( ناظم الاطباء ). مشابه. ( اقرب الموارد ). || ( اصطلاح صرف عربی ) فعلی که بر زمان حال یا آینده دلالت کند مانند: یعلم ، تعلم ، اعلم ، نعلم. مضارع [ در زبان عرب ] فعلی است که دلالت بر زمان حال و آینده کند مانند «یضرب » و هرگاه سین یا سوف در اول آن آید معنی آینده دهد و اگرلام مفتوحه درآید معنی حال دهد مانند: «سیضرب. سوف یضرب...

فرهنگ عمید

۱. در دستور زبان، فعلی که به زمان حال یا آینده دلالت کند.
۲. در عروض، بحری بر وزن مفاعیلن فاعلاتن مفاعیلن فاعلاتن.

فرهنگ معین

(مُ رِ ) [ ع . ] ۱ - (اِفا. ) مانند شونده . ۲ - صیغه ای از فعل که به زمان حال یا آینده دلالت کند.

دانشنامه آزاد فارسی

در اصطلاح دستور زبان، فعلی که بر وقوع عملی یا پذیرفتن حالتی در زمان های حال و آینده دلالت کند و از بن مضارع ( ← بن_فعل) مشتق شده باشد. گونه های آن شامل اِخباری و التزامی و مستمر است: ۱. مضارع اخباری، برای بیان عملی است که قطعاً و یقیناً اتفاق می افتد و از پیشوند «می»+ بن مضارع + شناسه ساخته می شود: «می روم»؛ ۲. مضارع التزامی، برای بیان عملی است که احتمال روی دادن آن وجود دارد. ساخت آن چنین است: پی...

فرهنگ فارسی

مشابه، مانند ، فعلی که به زمان حال یا آینده دلالت کند۱- ( اسم ) مانند شونده . ۲ - ( صفت ) مانند شبیه .۳- بحری است که اصل آن چهار بار مفاعیلن فاعلاتن است ولیکن اصل سالم آن مطبوع و خوش آیند نیست و بیشتر غیر سالم ومزاحف آن معمول است . یکی از بحور غیر سالم مضارع که در فارسی بسیار متداول است مضارع مثمن اخرب است و تقطیع آن چهار بار مفعول فاعلاتن میباشد : دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را دردا که راز پنهان...

دانشنامه عمومی

{کلمه ی عربی} حال که در زبان و ادبیات استفاده می شود

مضارع در لغت به معنای «مانند شونده» و صیغه ای از فعل که معمولاً به زمان حال یا آینده دلالت کند.مضارع فعلی است که انجام گرفتن کار یا رخ دادن حالتی را در زمان حال بیان میکند.مضارع ساده از بن مضارع و شناسه ساخته می شود.wiki: مضارع...

مترادف و متضاد

حال، آینده، زمانحال ≠ ماضی

فرهنگ فارسی ساره

زمان کنون


کلمات مرتبط

  • مضارع بحر
  • جناس مضارع
  • تجنیس المضارع
  • حرف مضارع
  • بن مضارع
  • فعل مضارع
  • وضع فعل مضارع
  • مضارعت
  • مضارعه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات